محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

60

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

تورات دارد « 1 » ؛ 8 ) كشتى در قصّهء بابلى بر بلنداى كوه نيز ير ( نيصير ) و در تورات در « آرارات » پهلو مىگيرد ؛ 9 ) در هر دو قصّه قهرمان پرندگانى را مىفرستد تا از حالت جو و آگاهى از وضعيت فرو نشستن آب بر زمين خبرى باز بياورند و در هر دو قصّه كبوتر به كشتى باز مىگردد ، چرا كه جايى براى نشستن نمىيابد و امّا كلاغ در هر دو قصّه باز نمىگردد ؛ 10 ) قهرمان در هر دو قصّه پس از بيرون آمدن از كشتى براى سپاس گزارى از نجات خويش پيشكشى تقديم مىدارد و در هر دو قصّه بوى خوش گوشت بريان شده به مشام خدايان مىرسد و خشمشان فرو مىنشيند و رايحهء خشنودى و رضا وزيدن مىگيرد « 2 » ؛ 11 ) قهرمان در هر دو قصّه پس از آن همه مصيبت ، افزون بر امنيت آينده به انواع بركات نواخته مىشود . در قصّه سومرى خدا در « زيوسودرا » روح جاودانگى مىدمد و در « دلمون » بر آمد خورشيد ، يعنى آنجا كه قوّهء چيره شدن بر مرگ وجود دارد « 3 » ، جاى مىگيرد و در قصّه بابلى « اوتنابيشتم » و زنش جاودانه مىشوند و در مصّب رودها و در جايگاهى دور مىزيند ، در تورات نيز آمده كه خداوند نوح و فرزندانش را خجسته داشت و با آنان پيمان بست و بيم و هيبت آنان را در دل تمامى جانوران و پرندگان انداخت « 4 » ؛ 2 ) خدا در هر دو قصّه از نابود كردن بشر با طوفان پشيمان مىشود و در قصه بابلى أنليل پشيمان شد ، چرا كه « توفان را بى رويه پديد آورد و مردم را به نابودى كشاند » و حتّى خدايان او را براى اين كار سرزنش كردند و آرزو كردند كه اى كاش شير يا گرگى به سوى آنان مىفرستادند و يا آنان را به گرسنگى و طاعون دچار مىكردند تا از اين طريق انسان‌هاى گناهكار هلاك شوند ، « زيرا جزاى گناه گناهكار و تجاوز تجاوز كار بر عهدهء او است » « 5 » . در تورات نيز خدا از به وجود آوردن توفان پشيمان مىشود و تصميم مىگيرد كه به خاطر انسان هرگز زمين را نفرين نكند ، و پس از آن روز ديگر هر زنده‌اى را نكشد و به موجب پيمانى متعهد مىشود كه « ديگر چنان توفانى در نگيرد كه زمين

--> ( 1 ) . جيمز فريزر ، پيشين ، ص 114 ؛ M . F . Unger , op - cit . , p . 372 . ( 2 ) . Ibid , p . 213 جيمز فريزر ، پيشين ، ص 114 . ( 3 ) . E . O . James , Mythes et Rites dans le proche - orient Ancien , Paris , 1960 , p . 247 . ( 4 ) . سفر پيدايش ، 9 : 1 - 2 ؛ 11 . ( 5 ) . در اين باره قرآن كريم در سورهء انعام ( آيهء 164 ) مىفرمايد : « وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى » * ، همچنين در سورهء زلزله ( آيات 7 - 8 ) آمده است كه : « فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ * وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ » ؛ همچنين - تورات ( سفر خروج ، 20 : 5 - 6 ) « من ربّ خداوند غيور هستم ، گناه‌هاى پدران را در نسل سوم و چهارم از ميان دشمنان خويش مىجويم » .